معنی ذاتالدخول
6 بازدید
[ تُدْ دَ ] (اِخ) پشته و زمین فرازی به دیار بنی سلیم : قعدت له ذات العشاء و دونه شماریخ من ذات الدخول و منکب. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «ذاتالدخول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر