معنی ذاتالخمار
7 بازدید
[ تُلْ خِ ] (اِخ) موضعی است به تهامة. (منتهی الارب). حمیدبن ثور گوید: و قد قالتا هذا جمیعی و ان یری بعلیاء او ذات الخمار عجیب. (از المرصع) (معجم البلدان).[ تُلْ خِ ] (اِخ) لقب هنیدة عمّهٔ فرزدق است. و از آنرو وی را ذات الخمار گویند که وی چانه بند خویش را برگرفت آنگاه که پدر او صعصعةبن ناجیه و برادر وی غالب بن صعصعة و خال او اقرع بن حابس و شوهرش زبرقان بن بدر در خیمهٔ او بودند و گفت کیست از زنان عرب که چهار محرم بزرگوار چون محارم من داشته باشد.
کلمات همقافیه با «ذاتالخمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر