معنی ذاتالحلق
7 بازدید
[ تُلْ حِ لَ ] (ع اِ مرکب) حلقه های متداخله ای است که علمای هیئات کواکب را بدان رصد کنند. (مفاتیح العلوم خوارزمی). مجموع حلقه های بسیاری است فلزین یا چوبین یا از مُقوا که آسمان و حرکات کواکب را نماید و در مرکز حلقه ها <۵۳۰۶۴۰۸۱۱۴۶۶۰۱>... کره ای خرد که نمایندهٔ زمین است. اصطرلاب الکری : ج، ذوات الحِلق. و هی خمس دوائر متخذة من نحاس، الاولی دائرة نصف النهار و هی مرکوزة علی الارض و دائرة معدل النهار و دائرةالعرض و دائرة المیل و فیه دائرةالسمتیة یعرف بها سمت الکواکب: و آلات رصد از کراسی و ذات الحلق و اسطرلابهای تام و نصفی و الشعاع (؟) دیگر که موجود بود برگرفتم. (جهانگشای جوینی). و هر آلتی که رصد را بکار آید بساختند از دیوار و ذات الحلق و مانند این (نوروزنامه ص ۷۰)
کلمات همقافیه با «ذاتالحلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر