معنی ذاتالبین
6 بازدید
[ تُلْ بَ ] (ع اِ مرکب) مشترک میان دو تن یا دو قوم. میان دو کس یا دو جماعت، دوجانبه. دوجانبی، دوطرفی. که شامل هر دو جانب بود، اصلاح ذات البین. افساد ذات البین : رسول فرستادیم نزدیک برادر... و پیغامها دادیم رسول را که اندر آن صلاح ذات البین بود. (تاریخ بیهقی). مشایخ بخارا به اصلاح ذات البین برخاستند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی مؤلف ص ۱۶۲). ملک نوح بعد از حصول رضاء جانبین و حدوث صفاء ذات البین بر اثر وزیر روانه شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی همان نسخه). و او را [ ابوعلی سیمجور فایق را ] به موافقت و مرافقت خویش و اتحاد ذات البین بفریفت و او را در این دعوت سمح القیاد یافت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی مؤلف ص ۵۵). فایق... ابوعلی را گفت مقصود از ارسال تو بخطهٔ جرجانیه و التفاتی که بجانب تو کرده اند، تفریق ذات البین است و آنکه سلسلهٔ اتحاد و موافقت ما از هم فروگشایند... (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ص ۱۲۶). بخفض جناح ذلت پیش آئی و به استمالت خاطر و استقالت از فساد ذات البینی که در جانبین حاصل است مشغول شوی. (مرزبان نامه).
کلمات همقافیه با «ذاتالبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر