معنی ذائقة
6 بازدید
[ ءِ قَ ] (ع ص) نعت فاعلی. تأنیث ذائق: {/Bکُلُّ نَفْسٍ ذََائِقَةُ اَلْمَوْتِ.۱-۴۳:۱۸۵*/} (قرآن ۳/۱۸۵ و ۲۱/۳۵ و ۲۹/۵۷). || (اِ) حسّ چشیدن. چشائی. چشش. قوه ای که جانوران بدان مزهٔ چیزها دریابند. قوّه ای در حیوان که طعوم بدان درک کند و میان شیرینی و تلخی و شوری و ترشی و گسی و دبشی و بیمزگی و دسومت تمیز دهد. و آن حس بر ظاهر زبان و اطراف آن جای دارد. چشش. چشائی. ذوق. مزه. || بذائقهٔ فلان؛ بر طبق طبع و قریحهٔ او و ملایم میل نفسانی او. || و بر ظاهر زبان و اطراف آن عصب هائی هست که آنها را عصب ذائقه نامند.
کلمات همقافیه با «ذائقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر