معنی ذؤج
5 بازدید
[ ذَ او ] (ع ص) احمر ذؤج؛ سرخی سرخ. نیک سرخ. سرخ سیر.
کلمات همقافیه با «ذؤج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤج» برای سرودن شعر