معنی ذؤاله
7 بازدید
[ ذُ آ لَ ] (ع اِ) گرگ. (مهذب الاسماء). ج، ذِئلان، ذولان : نیستی آگه نگر که چون تو هزاران خورده است این گنده پیر زشت ذؤاله. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «ذؤاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر