معنی ذؤاب
7 بازدید
[ ذُ آب ] (اِخ) ابن اسماءبن زیدبن قارب. یکی از شجعان که در یوم الصلحا جنگ میان هوازن و عطفان بدست درید کشته شد. (عقدالفرید جزء ۶ ص ۳۷).[ ذُ آ ب ] (اِخ) ابن ربیعة الاسدی یکی از شجعان عرب قاتل عتیبةبن الحرث بن شهاب الیربوعی. (عقدالفرید ص ۱۰۰ و ص ۱۰۱. و البیان والتبیین جزء ص ۱۶ و ص ۱۹).
کلمات همقافیه با «ذؤاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر