معنی ذأو
5 بازدید
[ ذَءْ وْ ] (ع مص) ذَأی. راندن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). دور کردن. ذأوِ اِبِل؛ دور کردن و راندن شتران را. || پژمردن تره. (تاج المصادر بیهقی). ذأوِ بقل؛ پژمرده شدن تَره. (منتهی الارب). || ذأو مرأة؛ آرمیدن با وی.
کلمات همقافیه با «ذأو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أو» برای سرودن شعر