معنی دی دی
8 بازدید
[ دَ دَ ] (ع اِ صوت) آوازی است که از آن حدی برآورده اند و اصل آن است که نبود برای مردم حدی پس زد اعرابی غلام خود را و گزید انگشتان او را پس میرفت غلام و میگفت دَیْ دَیْ و اراده می کرد از آن «یا یدی» [ وای دستم ] پس سیر کردند شتران بر آواز آن غلام پس گفت اعرابی مر غلام را لازم گیر این آواز را و خلعت داد غلام را پس این است اصل حداء. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دی دی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر