معنی دیگ بسر
6 بازدید
[ بِ سَ ] (ص مرکب) وجود موهومی که کودکان را از آن ترسانند و گاه بر کسی پوستین وارونه پوشند و دیگی بر سر او نهند و بکودکان نمایند همین مقصود را. لولو. دمّام. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دیگ بسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر