معنی دیگپز
7 بازدید
[ پَ ] (نف مرکب) آشپز. خوالیگر. طباخ. مطبخی. خوراک پز. پزنده. باورچی. قدار: شتربان و فراش با دیگ پز نبودند جز پیشکار علی.ناصرخسرو. مجلسش را میوه کش باشد جمال موصلی مطبخش را دیگ پز باشد اثیر مطبخی. انوری. دیگ پز باید که هرچه شور و ناخوش طعم بود به آب چغندر خوش گرداند وهرچه تیز و تلخ باشد بسرکه خوش گرداند. (از رسالهٔ طبی کهن) (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دیگپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر