معنی دیکته کردن
6 بازدید
[ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) تقریر کردن. فرو خواندن. املاء کردن. || دیکته نوشتن. (یادداشت دهخدا).
کلمات همقافیه با «دیکته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر