معنی دیوگاه
6 بازدید
[ وْ ] (اِ مرکب) دیوجای. دیوبند. جایگاه دیو. دیوکده. دیوخان. دیولاخ. مکان بودن دیو. (آنندراج). || کنایه از دنیا. (آنندراج): راست روی پیشه کن همچو شهاب سپهر بو که ازین دیوگاه جان بسلامت بری. میرخسرو. و رجوع به دیولاخ شود.
کلمات همقافیه با «دیوگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر