معنی دیوه
7 بازدید
[ وَ ] (اِ) (از: دیو +هـ ، نسبت و تصغیر، دیوک، دیوچه) کرم پیلهٔ ابریشم. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). کرم پیله. (حاشیهٔ لغت فرس اسدی نخجوانی). دود قز. کرم ابریشم : دیوه هرچند کابریشم کند هرچه آن بیشتر بخویش تند.رودکی. رجوع به دیوک و دیوکش شود. || قسمی سماروغ سمی. (لغت فرس اسدی ذیل سماروغ). غارچ و سماروغ. (ناظم الاطباء) (از اوبهی).
کلمات همقافیه با «دیوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر