معنی دیوغول
6 بازدید
[ وْ ] (اِ مرکب) گرهی باشد که در گردن و گلو و اعضای آدمی بهمرسد و درد نمیکند و آن را بعربی سلعة گویند. (برهان) (از آنندراج). || غول بیابانی. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دیوغول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر