معنی دیوسر
7 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) دیوسار. دیوآسا. دیوسان : که ای دوزخی بندهٔ دیوسر خرد دور و دور از تو آئین و فر.فردوسی. که بودی همیشه نگهبان روم یکی دیوسر بود بیداد و شوم.فردوسی. این دیوسران را مدار مردم گر هیچ بدانی لطف ز دشنام.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دیوسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر