معنی دیوزی
8 بازدید
[ وْ ] (ص مرکب) درزیِّ دیو. آنکه بلباس دیوان باشد و درزیِّ آنها بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دیوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر