معنی دیودلی کردن
6 بازدید
[ وْ دِ کَ دَ ] (مص مرکب) دلیری کردن : دیودلی میکنند بر سر خاتم خاتم جمشید داشتن نه گزافست.خاقانی. بکنم دیودلی ها بسفر تا سلیمان شوم ان شاءاللََّه.خاقانی. گنبد آبگینه گون نیست فرشته خوی و رو سنگ بر آبگینه زن دیودلی کن ای پری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دیودلی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر