معنی دیودست
5 بازدید
[ وْ دَ ] (اِ مرکب) دست دیو. ید شیطان. || (ص مرکب) کنایه از تیزدست. (از آنندراج). قابل و زیرک و چابک. (ناظم الاطباء). || کارساز. کارگزار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دیودست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر