معنی دیودارو
7 بازدید
[ وْ ] (اِ مرکب) همان دیودارست که درخت کاج مانند باشد و شیرهٔ آن علاج استرخای اعضا کند. (برهان). سرو هندی. (ناظم الاطباء). دیودار. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دیودارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر