معنی دیوجان
6 بازدید
[ وْ ] (ص مرکب) مردم پیر و سالخوره. (برهان) (ناظم الاطباء). || کنایه از تاریک دل و جاهل. (آنندراج). شیطان صفت و بدنفس. (برهان) (ناظم الاطباء). شریر. (شرفنامهٔ منیری). کنایه از سخت جان و بیرحم. (برهان). سخت دل و بیرحم. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کنایه از دلاور. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دیوجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر