معنی دیوان سیاه کردن
7 بازدید
[ دی کَ دَ ] (مص مرکب) دیوان سیه کردن. نامهٔ اعمال سیاه کردن. کنایه از معصیت کردن : بدوزخ برد مدبری را گناه که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه.سعدی.
کلمات همقافیه با «دیوان سیاه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر