معنی دیوانی

معنی دیوانی

6 بازدید
[ دی ] (ص نسبی) منسوب به دیوان. درباری. منسوب ببارگاه و دربار پادشاه : و بوالقاسم بوالحکم که صاحب معتمد است آنچه رود بوقت خویش انهاء میکند و مثالهای سلطانی و دیوانی میرسد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۷۰). || ملازم پادشاه. ج، دیوانیان. (از ناظم الاطباء). شاغل در دستگاه حکومت دولتی. صاحب منصب حکومت و قضاوت. (ناظم الاطباء). از کارمندان دولت و حکومت : قضا را از کسان او یکی حاضر بود گفت چه خطا کرده است که از دیدن او ملولی گفت خطائی نیست ولی دوست دیوانی را وقتی توان دید که معزول باشد. (گلستان). که دوست دیوانی را فراغت دیدار دوستان وقتی بود که از عمل فروماند. (گلستان). || شاعر پادشاهی. (ناظم الاطباء). || عرفی. مقابل شرعی. دولتی. (یادداشت لغتنامه): این شعر گواه بس بدین معنی از حکم شریعتی و دیوانی. مختاری. این چنین کارها غم تو کند که نه شرعی بود نه دیوانی. عمادی شهریاری. مراسمی که نه شرعی بود نه دیوانی. نجیب جرفاذقانی. || نوعی از خط اسلامی. رجوع به خط دیوانی شود: ببستم حرص را چشم و شکستم آز را دندان چو میم اندر خط کاتب چو سین در حرف دیوانی. خاقانی.
[ دی ] (ص نسبی) منسوب به درهم دیوانی که در مرو رایج بوده است و این نسبت عامیانه است و ظاهراً نسبت به دیوان سلطان باشد که آن کنایه از خالص بودن نقرهٔ آن دینار بود. (از تاج العروس).
[ دی ] (ص نسبی) منسوب است به دیوان که نام کوچه ای است بمرو و عده ای بدان منسوبند. (از انساب سمعانی).
[ دی ] (اِخ) (امیر...) یکی از امرای وهسودانیان یا روادیان. رجوع به روادیان شود.
[ دی ] (اِخ) ابوالعباس جعفربن وجیه بن حریث. از علی بن خشرم و غیره استماع حدیث نمود. (از تاج العروس).
[ دی ] (اِخ) اسماعیل. از اعیان قرن چهارم نیشابور متوفی بسال ۴۰۰ هـ . ق. رجوع به تاریخ بیهقی شود.

کلمات هم‌قافیه با «دیوانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید