معنی دیوانهنگاه
5 بازدید
[ دی نَ / نِ نِ ] (ص مرکب) که همچون دیوانگان بنگرد. که نگاهی حیرت زده و جنون آمیز دارد: چشم دیوانه نگاهان ادب آموز شده ست این چه شرم است که با لیلی صحرایی ماست. صائب.
کلمات همقافیه با «دیوانهنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر