معنی دیوال
[ دی ] (اِ) دیوار. (برهان) (ناظم الاطباء). و جنگ کرد بسیار بدر ارگ و کشتن کرد فراوانی بدر شارستان در کرکوی عاقبت بستد و ارگ را و قلعهٔ زورین را بعد از آن دیوال آن را ببرید. (تاریخ سیستان ص ۳۸۴). رجوع به دیوار شود.
کلمات همقافیه با «دیوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر