معنی دیواری
[ دی ] (ص نسبی) منسوب به دیوار. || آنچه در بدنهٔ دیوار قرار دهند. و بدیوار کوبند یا بدیوار آویزند چون: ساعت دیواری، جار دیواری، نقشهٔ دیواری، تقویم دیواری.
کلمات همقافیه با «دیواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر