معنی دیواره
[ دی رَ / رِ ] (اِ) کنار برافراشته و بالا آمدهٔ از هرچیز. (ناظم الاطباء). چیزی چون دیوار. مانند دیوار. شبیه به دیوار. کنار برآمدهٔ ظروف و غیره چون دیواره کاسه، دیوارهٔ طشت، دیوارهٔ کشتی، دیوارهٔ چاه، دیوارهٔ کرجی. (یادداشت مؤلف). - دیوارهٔ بینی. (یادداشت مؤلف). دیوارهٔ کوتاه. حجاب بین منخرین. وتره. رجوع به بینی شود.[ دی رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ذهاب بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین در یک هزارگزی باختر سرپل ذهاب کنار شوسهٔ قصرشیرین با ۱۰۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ الوند است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دیواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر