معنی واژه دیه عریض
8 بازدید
[ عُ رَ ] (اِخ) ظاهراً قریه ای بوده است در چهارفرسنگی شهر مدینه : والی مدینه را... با جمعی انبوه از معارف و مشایخ مدینه حاضر کرد و اسماعیل را بعد از آنکه از دیه عریض که بر چهارفرسنگی شهر است و آنجا وفات کرده بود بر دوشهای مردمان بشهر آورده بودند با ایشان نمود و محضری بست. (جهانگشای جوینی ج ۳ ص ۱۴۶). رجوع به عریض شود.