معنی واژه دیهه
7 بازدید
[ هَ / هِ ] (اِ) ده. دیه. قریه. روستا و قصبه. (ناظم الاطباء): امیر اسماعیل رحمه اللََّه مردمان آن دیهه را بخواند... گفتند که مسجد جامع در دیههٔ ما راست نیاید. (تاریخ بخارا نرشخی ص ۲۱). و دیههٔ مماستین و... بنا کرد بعد از آن دیههٔ فرخشی برآورد. (تاریخ بخارا نرشخی ص ۷).