معنی دیناران

معنی دیناران

6 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان غاربخش ری شهرستان تهران. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
(اِخ) دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد و در حدود ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش اردل شهرستان شهرکرد در جنوب باختری شهرکرد واقع و کوهستانی است و مهمترین کوههای آن عبارتند از: ۱- کوه کره در باختر که بلندترین قلهٔ آن به ارتفاع ۳۶۱۸ گز است. ۲- کوه اسبیان در شمال دهستان که در جهت خاور به باختر کشیده شده است در باختر به ارتفاع زردکوه بختیاری میرسد. ۳- کوه محمود که در جنوب آبادی چشمه خواجه واقع شده است. رودخانه های این دهستان همان شعبات رودخانه کوهرنگ است که از دامنه های جنوب خاوری زردکوه سرچشمه میگیرند. هوای دهستان معتدل و ییلاقی و آب قراء آن از چشمه و قنات و رودخانه های محلی تأمین میشود. محل ییلاق طوایف دینارانی اطراف ایزه و مالامیر میباشد این دهستان از ۱۲ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده و جمعیت آن ۱۲۱۱ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «دیناران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید