معنی دیلمسپار
6 بازدید
[ دَ لَ سَ ] (اِ مرکب) دیلمسفار (دیلم +سفار MMM سپار MMM اسوار MMM اسفار MMM سوار). سوار و فارس دیلمی. در ذیل تجارب الامم تألیف ابوشجاع وزیر در طی حوادث سال ۳۷۲ هـ . ق. از ابراهیم دیلمسفار ذکری بمیان آمده است.[ دَ لَ سَ ] (اِخ) نام پدر اردشیر است کسی که اسدی طبق مقدمهٔ لغت فرس آن کتاب را بخواهش وی (اردشیر) تألیف کرده است. نیز در خاتمهٔ کتاب ترجمان البلاغه تألیف محمدبن عمر رادویانی ذکر وی آمده است. (با اختلاف ضبط دیلمسپاه) بدین شرح: اسپری شد این کتاب به پیروزی و نیک اختری و فرخی بدست ابوالهیجاء اردشیربن دیلمسپاه؟ (ویلسپار؟) النجمی القطبی الشاعر اندر اواخر شهراللََّه المبارک رمضان بر پانصد و هفت از هجرت پیغامبر محمد المصطفی صلی اللََّه علیه و سلم. (از خاتمة کتاب ترجمان البلاغه نسخهٔ خطی کتابخانهٔ فاتح اسلامبول).
کلمات همقافیه با «دیلمسپار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر