معنی دیشلمه
9 بازدید
[ لَ مَ / مِ ] (ترکی، مرکب) (از: دیش ترکی، بمعنی دندان +لمه که آن نیز ترکی و نوعی علامت مصدری است): چای دیشلمه؛ چای قند پهلو. دشلمه. (یادداشت مؤلف). چای که شکر یا قند در آن حل نکرده باشند بلکه حب قند در دهن گذارند و چای تلخ را بشیرینی آن نوشند.
کلمات همقافیه با «دیشلمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر