معنی دیشب
64 بازدید
[ شَ ] (ق مرکب، اِ مرکب) (از: دی +شب)، شب گذشته. شب پیش از روزی که در آنند. دوش. بارحة: دیشب گلهٔ زلفش با باد همی کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودائی. حافظ. دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم.حافظ. - امثال: دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا.
کلمات همقافیه با «دیشب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شب» برای سرودن شعر