معنی دیزه

معنی دیزه

7 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص، اِ) رنگ و لون سیاه. (برهان). || رنگی میان دو رنگ. رنگی غیرخالص. معرب آن دیزج است. (فیروز آبادی). رنگ شبرنگ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || اسب و استر و خری را نیز گویند که از کاکل تا دمش خط سیاه کشیده شده باشد. (برهان). اسبی که از کاکل تا دمش خط سیاهی کشیده باشد. یا شاید اسب با رنگی خاص. (یادداشت مؤلف): ادغم؛ اسب دیزه. (منتهی الارب): یکی دیزه ای بر نشسته بلند بسان یکی دیو جسته ز بند.دقیقی. کجا دیزهٔ تو چمد روز جنگ شتاب آید اندر سپاه درنگ.فردوسی. چمانندهٔ دیزه هنگام گرد چرانندهٔ کرکس اندر نبرد.فردوسی. از فتح و ظفر بینم بر نیزهٔ تو عقد وز فر و هنر بینم بر دیزهٔ تو یون.عنصری. از سهم و از سیاست نادرگذار تو بر گرگ دیزه پوست بدرد سگ شبان. سوزنی. کشید زین من این دیزه هلال رکاب از آنکه شهپر روح القدس عنان من است. اثیرالدین اخسیکتی. || الاغ و چاروایی که رنگ آن بسیاهی و سبزی مایل بود. (برهان). رجوع به دیز شود. - خر دیزه؛ خری که روی و بتفوز آن نیک سیاه است نسبت بسایر بدن: اشخم؛ خر دیزه رنگ و آن نیک سیاه بودن روی و بتفوز آن است نسبت برنگ سایر بدن. (منتهی الارب): خران دیزه به آواز پیش او آیند چو او بخواندن شعر اندرون بدرد...سوزنی. || قلعه، حصار و دز. (ناظم الاطباء). قلعه و حصار. (برهان). || (مزید مؤخر امکنه): خشین دیزه. استغدادیزه. اشتابدیزه. لکه دیزه. سنگدیزه. فشیذیره (با ذال معجمه). فرخورذیزه. (با ذال معجمه). شمیدیزه. سوادیزه. زرودیزه. (یادداشت مؤلف). || (اِ مصغر) تصغیر ده (ده MMM دیه +زه، پسوند تصغیر): خشین دیزه. (از سمعانی).
[ زِ ] (اِخ) نامی است که امروزه به صمکان داده اند. (حاشیهٔ نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ۱۴۱ از فارسنامهٔ ناصری ص ۲۲۶).
[ زِ ] (اِخ) ایستگاه خط آهن میان صوفیان و شرفخانه در آذربایجان ۲۸ کیلومتری صوفیان و ۵۹ کیلومتری تبریز. (یادداشت لغتنامه).

کلمات هم‌قافیه با «دیزه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید