معنی دیر گشتن
[ گَ تَ ] (مص مرکب) به طول انجامیدن. به درازا کشیدن. طول کشیدن : که این کار ما دیر و دشوار گشت سخنها ز اندازه اندر گذشت.فردوسی. این سخن پایان ندارد گشت دیر گوش کن تو قصهٔ خرگوش و شیر.مولوی.
کلمات همقافیه با «دیر گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر