معنی دیر کشیدن
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) امتداد. به درازا کشیدن. ادامه یافتن. زمان بسیار گرفتن؛ صحبت آن دو دیر کشید. (یادداشت مؤلف): دیگر روز با من خالی داشت این خلوت دیری بکشید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «دیر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر