معنی دیر و زود
7 بازدید
[ رُ ] (ق مرکب) در زمان نزدیک یا دور. سرانجام. عاقبت : گفتی که دیر و زود بحالت نظر کنم آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی.سعدی. دیر و زود این شخص و شکل نازنین خاک خواهد گشتن و خاکش غبار.سعدی. گر ترا کامی برآید دیر و زود از وصل ما بعد از آن نامت به رسوایی در آید ننگ نیست. سعدی. بالای خاک هیچ عمارت نکرده اند کز وی به دیر و زود نباشد تحولی.سعدی.
کلمات همقافیه با «دیر و زود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر