معنی دیر هندالصغری
6 بازدید
[ دَ رِ هِ دِصْ صُ را ] (اِخ) در حیره نزدیک خطهٔ بنی عبداللََّه بن دارم بکوفه و پس از خندق واقع است. و گویند: چون انوشیروان نعمان بن منذر را بزندان خویش افکند دختر منذر که نام او هند بود نذر کرد که هرگاه پدرش از زندان انوشیروان رهایی یابد دیری بسازد و تا آخر عمر در آن سکنی گزیند و چون نعمان آزاد گردید هند به نذر خود وفا نمود و خالدبن ولید هنگام فتح حیره با این دختر گفتگوئی داشت و نیز داستانی با مغیرةبن شعبه دارد. و بنا بروایتی قبر نعمان بن منذر در همین دیر است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دیر هندالصغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر