معنی دیر مران
6 بازدید
[ دَ رِ مُ رْ را ] (اِخ) مثنای مرست و آن که در حجاز است مَران است. خالدی گوید: این دیر نزدیک دمشق بر تپه ای است که مشرف بر مزارع زعفران و باغهای زیباست. بنای این دیر از گچ ساخته شده و از سنگهای رنگارنگ مفروش شده دیری بزرگ است و در آن راهبان بسیارند. (از معجم البلدان). بنام دیر قدیم نیز خوانده میشده در سوریه نزدیک دمشق. دیری بزرگ بود و در عهد بنی امیه رونق داشت و در اطراف آن قریه ای بنا شد. ولیدبن عبدالملک در آنجا درگذشت (۹۶ هـ . ق.). احتمالا ولیدبن یزید آنجا را اقامتگاه خود قرار داد. و آن را دیر سمعان هم خوانده اند. (از دائرة المعارف فارسی). رجوع به دیر سمعان شود.[ دَ رِ مُ رْ را ] (اِخ) دیری است بر بالای کوهی مشرف بر کفر طاب (در شمال سوریه) نزدیک معرة و گویند که قبر عمربن عبدالعزیز در این دیر و زیارتگاه است (نه در دیر مران سابق الذکر نزدیک دمشق). (از معجم البلدان). و این دیر را دیر سمعان هم خوانده اند. (دائرةالمعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «دیر مران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر