معنی دیر محمد
6 بازدید
[ دَ رِ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) از نواحی دمشق است از اقلیم بیت آلابار است به محمدبن الولیدبن عبداللََّه بن مروان بن الحکم اموی فرزند ام البنین دختر عبدالعزیزبن مروان نسبت دارد که عبدالعزیز او را شایستهٔ خلافت میدید و همین محمد با دخت عم خود یعنی دختر یزیدبن عبدالملک ازدواج کرد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دیر محمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر