معنی دیر عبدالمسیح
6 بازدید
[ دَ رِ عَ دُلْ مَ ] (اِخ) عبدالمسیح بن عمروبن بقیلة غسانی که از سالخوردگان بود و هنگامی که خالدبن الولید بجنگ مردم حیره و ایرانیان رفت عبدالمسیح را ملاقات نمود و در خارج حیره در محلی بنام جرعة دیری بوده است که عبدالمسیح پس از صلح مسلمانان در این دیر بماند و در همانجا درگذشت. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دیر عبدالمسیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر