معنی دیر ساختن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) دیر ترتیب دادن. دیر تهیه کردن : با همه زیرکی و استادی دیر سازم و لیک بد سازم.علی تاج حلوایی.
کلمات همقافیه با «دیر ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر