معنی دیر خوردن
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) مدتی پس از موقع معمول خوردن. خوردن بدانگاه که اشتها غالب بود: گر گلشکر خوری بتکلف زیان کند ور نان خشک دیرخوری گلشکر شود. سعدی.
کلمات همقافیه با «دیر خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر