معنی دیر جص

معنی دیر جص

7 بازدید
[ دَ رِ جَ ص ص ] (اِخ) در حدود قم از ناحیت ری تا جوسق: داودبن عمران اشعری به دو فرسخ از دیرجص که فرا پیش قم است. چون حدیث دیرجص در میان آمد شاید که در بنا کردن آن آنچه روایت کرده اند گفته شود چنین گویند که در کتاب سیرملوک عجم مسطور است که ملک روم قومی را از عمالقه از بقایای قوم عاد پیش کسری انوشیروان فرستاد و ایشان را جثه های بزرگ و قامتهای بلند بود... چون آن طایفه از عمالقه پیش انوشیروان آمدند بر دست ایشان دیرجص را در راه قم بنا نهاد و گویند که این دیر پیشتر از این زمان بزمانی بعید بنا نهاده اند. (تاریخ قم ص ۲۶). ابن حوقل گوید اما راه ری به اصفهان چنین است از ری شهر به دزه و از دزه به دیرجص یک منزل و میان دزه و دیرجص بیابانی در مقابل کرکس کویه و سیاه کویه است و دیرجص رباطی است از گچ و آجر که بدرقهٔ سلطان در آن نشینند و زراعت ندارد... آب آنجا از بارانی است که در دو گودال بیرون دیر فراهم شود این دیر بوسیلهٔ بیابان احاطه شده است و از دیرجص تا کاج نیز یک منزل است... و از کرکس کویه تا دیر جص چهار فرسخ و از آنجا تا سیاه کویه پنج فرسخ است. (صورةالارض ابن حوقل ص ۱۴۳، ۱۴۴ انتشارات بنیاد فرهنگ ایران).

کلمات هم‌قافیه با «دیر جص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید