معنی دیرینگی
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (حامص) قدمت. قدم. (منتهی الارب). مقابل نوی. عتاقت. دیرینه بودن. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح اداری) این کلمه بجای سابقه خدمت پذیرفته شده است. (لغات فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «دیرینگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر