معنی دیرکرد
6 بازدید
[ کَ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) دیرکردن. عقب افتادن. تأخیر. تعویق؛ جریمهٔ دیر کرد، زیان تأخیر در پرداخت؛ چک شما هفت روز دیر کرد دارد، هنگام دریافت آن بتأخیر افتاده است.
کلمات همقافیه با «دیرکرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر