معنی دیرکاری
6 بازدید
(حامص مرکب) سپوزکاری. (یادداشت مؤلف). تنبلی : رنگ و روی خداوند مزاج سرد بسپیدی و کبودی گراید همچون رنگ ارزیز و کسلانی و دیرکاری اندر وی پدید آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). صداع بلغمی هفت نوع است یکی گرانی سر و چشم دوم کسلانی و دیرکاری. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دیرکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر