معنی دیرزود
5 بازدید
(ق مرکب) دیر یا زود. بفرجام. عاقبت. سرانجام. آخر: دانی که دیرزود بجای تو دیگری حادث شود چنانکه تو بر جای دیگران؟ سعدی. بجایی رسد کار سر دیرزود که گویی در او دیده هرگز نبود.سعدی.
کلمات همقافیه با «دیرزود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر