معنی دیرجنبش
[ جُمْ بِ ] (ص مرکب) که دیر حرکت کند. کند حرکت. دیر جُنب : دو پره چو پرگار مرکز نورد یکی دیرجنبش یکی زودگرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «دیرجنبش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بش» برای سرودن شعر